تبليغاتX
پسرا نامردن

دیشب تویه یه کتاب چشمم به این شعر خورد گفتم بزارم شما هم فیض ببرید

بودم به تو عمری و تو را سیر ندیدم

                             از وصل تو هرگز به مرادی نرسیدم

از بهر تو بیگانه شدم از همه خویشان

                           وحشی صفت از خلق به یکبار بریدم

پسرا زیاد خوشحال نشید

it's not refers to boys

dont be glad

مرسی از نظرایه خوشگلتون راستی من می گم از پسرا دل خوشی ندارم پسرا تویه وبلاگم نظر خصوصی می زارن گل من بهم زنگ بزن منتظرم شماره هم می زارن اینقدر منتظر بمونید تا زیر پاتون علف سبز شه

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 8:33 توسط شراره |

جاتون خالی دیروز با بچه ها رفتیم واسه خرید به نظرم جالب اومد که ماجرایه دیروز رو براتون تعریف کنم:

طبق معمول دوستم( که یه کم کمبود داره) گفت شراره جون این پسره رو نگاه کن چقدر خوشگله بیا بریم مغازش گفتم تو که همین دیروز مانتو خریدی به زور منو کشوند و برد تویه مغازه (اتفاقا پسره خیلی هم استقبال کرد!)بعد دوستم گفت می شه شماره مغازه رو داشته باشم پسره گفت چرا نمی شه شماره رو نوشت و پشتش شماره موبایل خودشو نوشتو داد به من گفت هر کاری داشتید زنگ بنید ( فکر کنم خودتون فهمیده باشید و نیازی به توضیح اضافه بر سازمان نباشه!)اما من گفتم که هیچ وقت از این مغازه خرید نکردم و نیازی به این کارت هم ندارم و کلی ناراحت شد(پرو انتظار داشت بگیرمو بگم حتما امشب بهت زنگ می زنم)البته یه اتفاق دیگه هم افتاد که چون شما پسرا جنبه ندارید نمی گم حالا شاید یه کم اصرار کردید بگم!اما خرید خیلی حال داد کلی به خانواده ی محترمه هم ضرر زدم!

مرسی از نظرایه خوشگلتون فکر می کنم به همه شما جواب داده باشم . خوشحال می شم اگه دوباره شرمندم کنید.منتظرما

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 13:47 توسط شراره |

سلام به همه ي آقا پسرا و دخترايه گل

امروز يه اتفاقي افتاد كه باعث شد من دوباره آپ كنم مي خواستم بدونم اينجا كسي متخصص گوشي و .. نيست؟ آخه امروز موبايلم از دستم افتاد خورد به آسفالت بعد نصف شد باطريش زد بيرون!!!!اما اينقدر غيرت داشت و عين شما پسرا بي وفا نبود كه روشن شد خيلي جالب بود . از افتادن گوشيه خودم خوشحالم!شانس آوردم دوستم باهام بود من كه تو شوك بودم آخه مي دونيد موبايلم اولين چيزي بود كه با پول خودم خريده شد گفتم واي سي صد تومنم پريد حالا دوستم تويه اون تاريكي داشت دنبال باطري گوشيم مي گشت اونوقت من با اون حالم باطري رو پيدا كردم خوب ديگه چونه درازي بسته مي خواستم بدونم اگه كسي هست كه از گوشي سر در مياره بگه كه ممكنه گوشيم چيزيش بشه؟

از نظراتتون هم متشكرم هر كي نظر بده دنبال نظرش بهش پاسخ مي دم البته اگه آدرس نزاره.منتظرما

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 21:1 توسط شراره |

پسرا مي خوان هميشه بهترين رو داشته باشن پس اوني كه پاش مونده رو ول مي كنن و مي رن سراغ يكي ديگه ( چيزي كه واسه من اتفاق نيوفتاده)

بهتر رو كه پيدا كردن فكر مي كنن دختره شايسته ي دوستي با اون نيست(و از اين فكرايه مسخره)

يا مثلا بهتر رو كه پيدا مي كنن هي بهونه ميارن اونا كه ديووونه بودن دختره ي بيچاره رو هم ديوونه مي كنن

اصلا نمي دون كيو مي خوان فقط يه چيز براشون مهمه........

البته نه همه ي پسرا اونايي كه قيافه شون متوسطه عاقل ترن اون موارد فقط واسه پسرايي بودن كه مغرور ؛ خودخواه هستن كه مي خوان از قيافه ي مسخرشون كه مي خوام صد سال نداشته باشن  چون بي جنبه ان سوء استفاده كنن

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 8:37 توسط شراره |

نمي خواستم اصلا حرفي از اون كسي بزنم كه دلم نمي خواد اونم تويه وبلاگم اما حالا مي زنم حالا كه نمي خوام رودررو باهاش حرف بزنمو مي دونم اينو مي خونه اميدوارم جوابتو داده باشم آقايه محترم

مي دونم آدرس اين وب رو كي بهت داده و مي دونم حالا هم داري لج ولجبازي مي كني. اونقدر لجبازي بكن تا ببين چي مي شه ببين من بر مي گردم ؟ خودت هم مي دوني چي كار كردي . اگه جرات داشتي ميومدي خودت بهم مي گفتي دارم بهت مي گم اون كه رفته هيچ وقت بر نمي گرده هيچ وقت اگه هم اين وبلاگو ساختم به خاطر تو نبود وقتمو به خاطر تو هدر نمي دم آره شايد لحظه هايه خوبي رو با توداشتم اما هميشه قلبو يكي مي شكونه كه باهاش بهترين لحظات رو داري. اين تو بودي كه مي گفتي به پسرا اعتماد نكن نمي دونم چرا به تو اعتماد كردم؟ مي گفتي با بقيه فرق داري يادته؟حالا چي شد تو هم از همونا شدي.آره بازم مي گم دوستت داشتم اما تو با دروغات و نامردي هات و يه چيزي كه دلم نمي خواد بگم باعث شدي برم ديگه هم بر نمي گردم حالا هر چقدر هم مي خواي تهديدم كن اما بدون قلب من نشكسته و ديگه هم نمي خوام ببينمت چون صحبت كردن با تو عذابم مي ده در ضمن درسته به قول خودت پسري هستي كه هر دختري آرزويه دوستي با تو رو داره اما منم دختري بودم كه هر پسري آرزويه دوستي با منو داشت  اما من قبول نمي كردم. اشتباه بزرگ زندگيم هم دوستي با تو بود 

جواب نظرایه خوشگلتون هم تویه همون کامنت می دم

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 15:38 توسط شراره |

 

من شكست عشقي نخوردم و دوست پسر هم داشتم اما به خاطر بي وفايي ها و نامردي هاش تركش كردم دلمم واسش تنگ نشده( آره ارواحه  يه نفر اما راحت شدم)قصد دشمني هم ندارم فقط لج و لجبازي. ضد پسر هم نيستم هم دختر كثافت داريم هم پسر بد اما همه عين هم نيستن فقط خواهش مي كنم وقتي حسوديتون شد ؛ زديد به سيم آخر؛ در مرض جنون بوديد به جايه هك كردن بگيد يه قاقالي لي بخرم واستون فعلا باي. منتظر آپ بعدی باشید

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 15:0 توسط شراره |

این وبلاگ قصد دشمنی با کسی رو نداره البته فقط از سر لجبازی ساخته شده لطفا خیال هک به سرتون نزنه هر کسی که می خواد لینک کنه خبر بده

Home
Email
Night Skin