تبليغاتX
پسرا نامردن - ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

نمی دونم چی بگم؟؟؟

من این وبو نساختم که بخوام توش از این داستان هایه مسخره و دروغ بنویسم

( در مورد پسرا)

مثلا بنویسم

روزی  از خدا پرسیدن چرا مردا رو آفریدی؟؟؟؟؟خداوند: فرشته هایی که داشتن آدمو می ساختن

گل بازی کردن و......( فکر کنم تو همین مایه ها بود)

من حرفم چیز دیگه ای...

۱-لج بازی!!!

۲- به یه نفر نشون بدم منو شکست نداده!!!!

۳- خواستم یه کم ما جرا ها یه دوستامو بنویسم تا بدونید پسرا نامردن

(داستان هایه واقعی نه چرت و پرت)

دفعه ی دیگه هم می خوام ماجرایه یکی از دوستام به اسم هستی رو بگم

(که خیلی دوسش دارم)

حالا نمی دونم با داستان اون نظرتو چیه؟؟؟اما تا آپ بعدی...

*اشتباهی که همه ی عمر پشیمانم از آن

اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم

پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت

خودمانیم ..

زمین این همه نامرد نداشت...*

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 13:17 توسط شراره |

این وبلاگ قصد دشمنی با کسی رو نداره البته فقط از سر لجبازی ساخته شده لطفا خیال هک به سرتون نزنه هر کسی که می خواد لینک کنه خبر بده

Home
Email
Night Skin