تبليغاتX
پسرا نامردن - دوست نداشتم باهات حرف بزنم پس اینجا نوشتم

نمي خواستم اصلا حرفي از اون كسي بزنم كه دلم نمي خواد اونم تويه وبلاگم اما حالا مي زنم حالا كه نمي خوام رودررو باهاش حرف بزنمو مي دونم اينو مي خونه اميدوارم جوابتو داده باشم آقايه محترم

مي دونم آدرس اين وب رو كي بهت داده و مي دونم حالا هم داري لج ولجبازي مي كني. اونقدر لجبازي بكن تا ببين چي مي شه ببين من بر مي گردم ؟ خودت هم مي دوني چي كار كردي . اگه جرات داشتي ميومدي خودت بهم مي گفتي دارم بهت مي گم اون كه رفته هيچ وقت بر نمي گرده هيچ وقت اگه هم اين وبلاگو ساختم به خاطر تو نبود وقتمو به خاطر تو هدر نمي دم آره شايد لحظه هايه خوبي رو با توداشتم اما هميشه قلبو يكي مي شكونه كه باهاش بهترين لحظات رو داري. اين تو بودي كه مي گفتي به پسرا اعتماد نكن نمي دونم چرا به تو اعتماد كردم؟ مي گفتي با بقيه فرق داري يادته؟حالا چي شد تو هم از همونا شدي.آره بازم مي گم دوستت داشتم اما تو با دروغات و نامردي هات و يه چيزي كه دلم نمي خواد بگم باعث شدي برم ديگه هم بر نمي گردم حالا هر چقدر هم مي خواي تهديدم كن اما بدون قلب من نشكسته و ديگه هم نمي خوام ببينمت چون صحبت كردن با تو عذابم مي ده در ضمن درسته به قول خودت پسري هستي كه هر دختري آرزويه دوستي با تو رو داره اما منم دختري بودم كه هر پسري آرزويه دوستي با منو داشت  اما من قبول نمي كردم. اشتباه بزرگ زندگيم هم دوستي با تو بود 

جواب نظرایه خوشگلتون هم تویه همون کامنت می دم

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 15:38 توسط شراره |

این وبلاگ قصد دشمنی با کسی رو نداره البته فقط از سر لجبازی ساخته شده لطفا خیال هک به سرتون نزنه هر کسی که می خواد لینک کنه خبر بده

Home
Email
Night Skin